تبلیغات
دعای فرج برترین110 - چرایی تقیه در فرهنگ شیعه؟

چرایی تقیه در فرهنگ شیعه؟

چکیده: تاریخ شیعه نشان می‌دهد که شیعه و امامان آن‌ها در همه زمان‌ها، همیشه در میان حوادث و گرفتاری‌های گوناگون به سر می‌بردند و همیشه از سوی حکومت‌های ستمکار اموی و عباسی مورد ظلم و شکنجه واقع می‌شدند. و به ناچار در بسیاری از موارد برای حفظ دین و جان خود لازم بود که تقیّه را به کار ببرند.
تقیه

رهروان ولایت ـ  تقیّه آن است كه انسان، عقیده دینى خود را در برابر مخالفان‏ متعصّب و سرسخت كه ممكن است خطرى براى او بیافرینند، كتمان كند. به عنوان مثال مسلمان موحّدى در چنگال گروهى بت‏‌پرست لجوج، گرفتار شده كه اگر اظهار توحید و اسلام كند، خون او را مى‏‌ریزند یا صدمه مهمّ جانى، مالى و عِرضى به او مى‏‌رسانند، او عقیده باطنى خود را مكتوم مى‏‌دارد تا از گزند آنها در امان بماند. یا یك مسلمان شیعى در بیابانى گرفتار یك فرد وهّابى تندرو مى‏‌شود كه ریختن خون مسلمان شیعه را مباح مى‏‌داند، در این حالت براى حفظ جان و مال و ناموس خود، عقیده خود را از او مكتوم مى‏‌دارد. هر عاقلى تصدیق مى‏‌كند كه این كار كاملا منطقى است و عقل بر آن حاكم است.[1]‏

تاریخ شیعه نشان می‌دهد که شیعه و امامان آن‌ها همیشه گرفتار حوادث و گرفتاری‌های گوناگون بوده‌اند و همیشه از سوی حکومت‌های ستم‌کار اموی و عباسی مورد ظلم و شکنجه واقع می‌شدند. و به ناچار در بسیاری از موارد برای حفظ دین و جان خود لازم بود که تقیّه را به کار ببرند.

با توجه به این شرایط مى‏‌توان به واقع‏‌نگرى، دوراندیشى و روش و منش حكیمانه ائمه اهل‏بیت(علیهم‌السلام) پى برد، که توانستند به گونه‏‌اى شایسته و استوار مذهب تشیع را حفظ كنند؛ چرا که در مبارزه، همیشه موقعیت‌هایی پیش مى‌‏آید كه مدافعان یك حقیقت، اگر بخواهند به مبارزه آشكار دست بزنند، هم خودشان و هم مكتب‌شان به نابودى کشیده می‌شود؛ مانند وضع شیعیان در زمان حكومت غاصب بنى امیّه، که خود حضرت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) و سایر ائمه اطهار(علیهم‌السلام) در عصر خودشان به جهت مصالح سیاسی و دینی و برای این‌که نیروهاى خود را هدر ندهند و براى پیش‌برد اهداف مقدس خود، به مبارزات غیر مستقیم و یا مخفیانه دست زدند و در حقیقت تقیّه براى این‌گونه مكتب‌ها و پیروان آن‌ها در چنین لحظاتى یك نوع تغییر شكل مبارزه‏ محسوب مى‏‌شود كه می‌تواند آن‌ها را از نابودى نجات دهد و در ادامه مجاهدات خود پیروز گرداند.

واگر بناست در این باره كسى ملامت و نكوهش شود، این حكومت‏‌هاى جابر اموى و عباسى، و دیگر حكومت‏‌هاى ستم‌كار در دنیاى اسلامند كه باید سرزنش شوند؛ حكومت‌هایى كه بدترین ظلم‏‌ها و ستم‏‌ها را در حقّ شیعه اعمال مى‏‌كردند. هم‏‌چنین باید آن دسته از علماى اهل سنت ملامت شوند كه بر مباح بودن جان و مال و آبروى شیعیان فتوا داده، و حكومت‏‌ها را بر اعمال شكنجه و قتل و غارت شیعیان ترغیب مى‏‌كردند.

نکته دیگر این است که هیچ عقلى اجازه نمى‏‌دهد كه در این‌گونه شرائط، مجاهدانى كه در اقلیت هستند، علناً و آشكارا خود را معرفى كنند و به آسانى از طرف دشمن شناسایى و نابود گردند. به همین دلیل تقیّه قبل از آن‌كه یك برنامه اسلامى باشد یك روش عقلانى و منطقى براى همه انسان‌هایى است كه در حال مبارزه با دشمن نیرومندى بوده و هستند.

تقیه علاوه بر اینکه یک کار عقلایی و عقل پسندس است، موید روایی هم درد و پیامبر اکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) نیز این کار را تایید کردند؛ چرا که در تاریخ نقل شده چون «عمار» و پدر و مادرش در چنگال بت‏‌پرستان گرفتار شدند و آن‌ها را شكنجه دادند كه از اسلام بیزارى جویند، پدر و مادر عمار از این كار خوددارى كردند و به دست مشركان كشته شدند، ولى عمار آن‌چه را كه آن‌ها می‌خواستند بر زبان جاری کرد، سپس گریه‌كنان، از ترس خداوند بزرگ، به خدمت پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) شتافت، پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) به او فرمود: «ان عادوا لك فعدلهم: اگر باز هم گرفتار شدى، آن‌چه می‌خواهند بگو».[2] این‌که حضرت فرمودند اگر باز این قضیه پیش آمد همین کار را انجام بده، بهترین دلیل بر تایید رسول خداست و اینکه این کار در مواقع خطر جایز است.

پاسخ به یک شبهه:
شبهه‌ای که برخى بر مذهب شیعه وارد كرده‌‏اند این است كه گفته‏‌اند: چون در مذهب شیعه تقیّه یك قاعده كلّى پذیرفته شده است، نمى‏‌توان به روایات ائمه طاهرین(علیهم‌السلام) تمسک کرد چرا که ممکن است در زمان تقیّه صادر شده باشد و خلاف واقع باشد. هم‌چنین نمی‌توان به عقاید و آراى واقعى آنان پى‌برد، زیرا در همه مسائل احتمال تقیه آنها وجود دارد؛ در نتیجه اقوال و آراى آنان فاقد اعتبار علمى است.

پاسخ:
اوّلًا: اهل بیت(علیهم‌السلام) به طرق مختلف و گوناگون راه‌های تشخیص روایات و احکام  واقعی، از روایات و احکام تقیّه‌ای را بیان کرده‌اند.

ثانیاً: تقیّه در همه احکام و معارف اسلامی راه ندارد، و نمی‌توان در همه‌جا تقیه کرد، تا این‌که نتیجه بگیریم كه انسان در فهم  متون روایی دینی و معارف و احكام اسلامى دچار حیرت و ناتوانی  می‌شود. لذا اصل اولیه درباره احادیث ائمه اطهار(علیهم‌السلام) عدم تقیه است و تقیّه اصل ثانویست، و غرض عمده آن حفظ جان و شرف و مال، و نیز حفظ دین و شریعت است. حال اگر حفظ امور یاد شده متوقف بر تقیّه باشد واجب، و اگر تقیّه نتیجه‏‌اى بر خلاف غرض مذکور داشته باشد، حرام خواهد بود.

امام خمینى(رحمه‌الله‌علیه) درباره موارد حرمت تقیّه مى‏‌فرماید: «در برخى از محرمات و واجباتى كه در نظر شارع و متشرعه اهمیت ویژه‌‏اى دارند، تقیه جایز نیست؛ مانند ویران كردن كعبه و مشاهد مشرّفه، ردّ كردن اسلام و قرآن، و تفسیر آن به گونه‏‌اى كه حقیقت دین تحریف شده و مانند مذاهب الحادى معرفى گردد.

و نیز هرگاه تقیّه كننده از موقعیّت ویژه‏‌اى در میان مسلمانان برخوردار است كه ارتكاب فعل حرام یا ترك واجبى از روى تقیه، موجب وهن مذهب و شكستن حرمت دین می‌گردد، تقیّه بر چنین فردى نیز جایز نیست. و شاید به همین جهت است كه امام صادق(علیه‌السلام) فرموده است: «در شرب خمر تقیه نخواهم كرد». و نیز هرگاه اصلى از اصول اسلام، یا یكى از ضروریات دین در معرض خطر باشد، تقیّه در مورد آن جایز نیست، همانند این‏‌كه حاكمان جائر تصمیم بگیرند كه احكام مربوط به ارث یا طلاق یا نماز یا حج را تغییر دهند».[3]

 

-----------------------------------------
پی‌نوشت:
1.مکارم شیرازی،شیعه پاسخ می‌گوید،ص33.
2. ترجمة المیزان، ج۳،ص۲۴۰.
3.الرسائل، ص 177- 178.

.: Weblog Themes By VatanSkin :.